يحيى دولت آبادى

256

حيات يحيى ( فارسى )

هرچه هست اوست و هركه هرچه بكند از اوست و نميخواهد اندك توجه را از خلق نسبت به كسى ببيند و يا بشنود گرچه آنشخص خدمتگذار حقيقى نسبت بمملكت بوده باشد . سردار سپه اگر بتواند گريبان خود را از چنگ صاحبمنصبان ارشد قزاق نجات بدهد تا بتواند بسبب اين كار به بسيارى از كارهاى مهم ديگر كامياب شود براى جمع مال كردن و تكثير ضياع و عقار نمودن خود حدى قائل بگردد و هم اشخاص تحصيل‌كرده بىطمع وطن‌دوست را گرچه عددشان كم است دور خود جمع نمايد و بتشويق از آنها كردن بر شماره ايشان بيفزايد و با مخذول و منكوب ساختن خيانتكاران از عدهء آنها بكاهد شايد بتواند در آينده نزديكى از دست‌رفته‌هاى مملكت را دوباره بدست بياورد . اينك به حال و كار چند تن از صاحبمنصبان ارشد قزاق شركاء كودتاى سردار سپه اشاره نمائيم يكى از آنها محمود خان انصارى است كه امير اقتدار لقب دارد و از پيش نام برده شده و عبد اللّه خان طهماسبى كه مردى متهور و داراى عزم و اراده است و كريم خان بوذر جمهرى كه بشغل بنائى ميپرداخته بعد قزاق شده و صاحبمنصب گشته شخص عامى پشت كاردارى است و خدايار خان كه مردى خودپسند و منفعت‌پرست است و ديگر محمود خان آيرم و احمد خان و محمد حسين خان و غيره كه اغلب داراى درجه‌هاى سرتيپى و سرهنگى ميباشند و همه خود را شريك كودتا ميشمارند و هريك ميخواهند سردار سپه دوم بوده باشند و بعضى از آنها بدوم بودن هم قناعت ندارند . در ميان اين جمع دو تن بيش از ديگران طرف اعتماد سردار سپه ميباشند اول كريم آقا خان بوذر جمهرى و دوم محمود امير اقتدار است و دو تن بيشتر مورد بدگمانى او هستند اول عبد اللّه خان طهماسبى دوم احمد خان است . سردار سپه كريم آقا خان را كفيل بلديه تهران مىكند و كارهاى شخصى خويش كه قسمت عمده‌اش جمع مال و تزييد روزمرهء ضياع و عقار است به او ميسپارد او همه را به خوبى اداره كرده خاطر سردار سپه را از خود راضى مىكند بوذر جمهرى در خرابى و آبادى شهر تهران از خيابانها و ميدانها و خانه‌ها كيسه خود را پر مىكند و بسردار سپه